آروشاآروشا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره
آرینآرین، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه سن داره
آرنیکاآرنیکا، تا این لحظه: 9 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

گنج های زندگی آصف و نیلوفر

بدون عنوان

                                           زنده بودن و زندگی کردن بعضی وقتا خیلی سخته!!                    اما وجود گرمی بخش تو منو امید وار میکنه به بودن وبهم انرژی میده برای ادامه دادن                          &...
18 فروردين 1394

نوروز 94

گل بهارم سلام عشقم سومین بهار زندگیت مبارک امسال اولین سالی بود که باهم سفره هفتسین چیدیم وتو چقدر ذوق داشتی برای ماهیا و روشن کردن شمع ها لحظه تحویل سال 94 ساعت2و15دقیقه و11 ثانیه روز شنبه(شب جمعه) عزیزم تقریبا یه نیم ساعت به سال تحویل خوابت برد .نفسم از خدا می خوام همیشه خوب و خوش و سلامت باشی یادت نره:مامان و بابا همیشه عاشقتن خوشگل خانوم امسال هم مثل سالهای گذشته تعطیلات رو رفتیم شمال و هوا اکثرا بارو نی بود اما با این حال خوش گذشت..... اینجا منجیل ،روز سینزده بدر  تو مسیر تهران هستیم اینجا هم تازه رسیدیم خونه و فردا که 14/1/94 دختر ...
18 فروردين 1394

چهارشنبه سوری 94

سلام عزیزم ،مهربونم ،دختر زیبای من امروز اخرین چهارشنبه سال 93 و دیشب جشن چهار شنبه سوری گرفتیم نفسم شما خیلی بزرگ و باهوش و خانم شدی وکامل صحبت می کنی ،قربونت بشم الهی که این روزا با شیرین زبونی هات زندگیمون لذت بخش ترو دوست داشتنی تر از هر روز میشه که امسال هم مثل برق و باد گذشت و یه سال جدید رو می خوایم شروع کنیم .راستی گلم یه خبر خوب  برات دارم  به جمه دوستات 2 نفر اضافه شدند که اولیش آراد کوچولو پسر د ایی حامی که14 بهمن به دنیا امد و سارینا کوچولو  دخمل عمو خسرو که دیشب بدنیا امد ، دیشب همه خونه ما جمع شدیم قبلش بگم که دایی وحید اینا امدن رودهن ساکن شدند  و خونه ما بودن به همراه ...
27 اسفند 1393

بدون عنوان

نگار جون دختر همسایمون، قورباغهشو  اورده تا تو ببینیش .خودت صداش می زنی(حاله،حااااله )یعنی خاله اینجا اخرشهریور 93 با وانیا اینا رفته بودیم بیرون طرفای شهریار قربون ژست گرفتنت دخمل       ...
21 آذر 1393

نفس نفسم تو رو داد می زنه

سلام زندگی من الهی قربونت بشه مامانی امروز روز جمعه 21 اذر من صبح کلاس داشتم و شما با بابا جون خونه موندی بعدازظهرم دایی جاوید هم امد خونمون و کلی خوش حال شدی. اولش قرار بود که من بیام اما من یکشنبه امتحان میان ترم دارم  و از اونجایی که بابا جون باید روز یکشنبه شمال باشه  به دلیل کار بانکی،اینجوری شد که شما اولین مسافرت بدون من رو تجربه کنی چند دقیقه پیش ساعت 5 عصر تو به همراه بابا ودایی جون راهی شمال شدی،و خیلی ذوق دایی جونو داشتی و حواست به من نبود تا دیدی اونا لباس پوشیدن تو هم زودی رفتی لباساتو پوشیدی و گفتی منم می یام .وقتی رفتی یه احساس غریبی دارم ،هر چی فاصلمون دور تر می شه دلم دلتنگی هاش بیشتر می شه عزیزم اصل...
21 آذر 1393

از پوشک گرفتن

سلام زیبای من سلام به روی ماهت خوشگلم بلاخره خانوم کوچولو من بزرگ شد تا حدی که دیگه نیاز به پوشک نداره هورا هورا هورا واقعا سخترین پروسه ای که با تو داشتم همین پوشک گرفتن بود تقریبا از شهریور وقتی که 2سالت شد شروع کردم اوایلش زود زود چیش می کردی وچند بار ناامید شدم فکر می کردم خیلی زوده اما ادامه دادم بعد مدت فاصله چیش کردنت زیاد شد تا اینکه صندلی کودک تو گذاشتم تو راه رو دستشویی تا خودت ببینی وهر وقت احساس کردی خودت بشینی وبرای ناز گلم جایزه می خریدم تا تشویق بشه خیلی از قبل بهتر شدی و کم کم عادت کردی و تقریبا یه دو ماهی طول کشید وقتی می دیدم عزیز دلم خودش می شینه رو صندلیش و بعدبا صدا بلند می گه مامان دیش تدم...
5 آذر 1393

25ماهگی

سلام مهربونم،نفسم،عشقم.ببخش که دیر به دیر برات می نویسم،دوباره ترم تحصیلی جدید شروع شد و من درگیر درس و دانشگاه و از این حرفا.....از این ترم من کلاس میرم و شما خونه زن عمو معصومه می مونی ،اگه خدا بخواد دو ترم دیگه تموم می شه بگذریم.            خوشگلم خیلی دوست داااااارم دختر کوچولو ما این روزا خیلی شیرین زبون و حرفای بامزه می زنه،و خیلی دوست داره مستقل باشه،دختری غذاشو خودش کامل می خوره بدونه اینکه من بهش بدم یه وقتا که می خوام بهش کمک کنم ،می گه : نه نه مامان خود من خود منم یعنی خودش می خواد انجام بده.تا چیزی می خوره با لحن شیرین می گه مسی ،مسی کلا دوست داره همهی کاراشو خو...
18 مهر 1393

روزت مبارک

سلام عزیز دل مامان و بابا نفسم بازهم شانزدهم مهر ماه روز کودک فرا رسید.امسال هم یک هفته کامل به نام  کودکان نامگذاری شده و جشن گرفته می شه ،یک هفته برای شادی کودکان و توجه بیشتر ما بزرگتر ها به حقوق کودکان و این مناسبت شاد را به همه کودکان و به ویژه به دختر نارنین و دوست داشتنی ام ،اروشا گلم تبریک می گم و امیدوارم  همیشه شاد، تندرست و موفق باشی گلم وتمام تلاش من و بابا اصف اینکه بتونیم برات مادر و پدر خوبی باشم عزیزتر از جونم جو جو من اینجا دو سال و یک ماهشه ...
16 مهر 1393