از پوشک گرفتن
سلام زیبای من سلام به روی ماهت خوشگلم
بلاخره خانوم کوچولو من بزرگ شد تا حدی که دیگه نیاز به پوشک نداره هورا هورا هورا


واقعا سخترین پروسه ای که با تو داشتم همین پوشک گرفتن بود تقریبا از شهریور وقتی که 2سالت شد شروع کردم اوایلش زود زود چیش می کردی وچند بار ناامید شدم فکر می کردم خیلی زوده اما ادامه دادم بعد مدت فاصله چیش کردنت زیاد شد تا اینکه صندلی کودک تو گذاشتم تو راه رو دستشویی تا خودت ببینی وهر وقت احساس کردی خودت بشینی وبرای ناز گلم جایزه می خریدم تا تشویق بشه
خیلی از قبل بهتر شدی و کم کم عادت کردی و تقریبا یه دو ماهی طول کشید وقتی می دیدم عزیز دلم خودش می شینه رو صندلیش و بعدبا صدا بلند می گه مامان دیش تدم کلی ذوق می کردم و به بابایی زنگ می زدم و می گفتم که امروز اروشا گلم کاره خوبی انجام داده ودیگه بزرگ شده لطفا امدنی براش جایزه بخر بابایی .اروشا جونم واقعا بی نظیری من و پدرت به تو افتخار می کنیم هرچی بگم بازم کم مامانی .یه موقع هایی برات عصبانی می شم بدخلقی می کنم منو ببخش عشقم دوست دارم خوب تربیت بشی اما می دونم خیلی جاها زیاده روی میکنم اما بدون خیلی دوست دارم بینهایت
الان ساعت 10:30 شب وتو خوابی وچند روزه که سرما خوردی از روز اول خیلی بهتری اما کامل برطرف نشده وقتی که می خوام شر بت تو بهت بدم اولش باید یه چند دوری دورخونه بدویی تا من بگیرمت
وبعد میل کنی عاشق ابن کاراتم ،میمیرم برات




از پوشک گرفتن
