آروشاآروشا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره
آرینآرین، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره
آرنیکاآرنیکا، تا این لحظه: 9 سال و 4 ماه و 26 روز سن داره

گنج های زندگی آصف و نیلوفر

گلچین عکسا و خاطرات شیرین یکی یه دونه مامان و بابا

واکسن ٤ ماهگی،مامانی فدات شه الهی قربون چشمای نازت اروشا  و ارتین ،با ٣روز اختلاف سن مامانی میمیره واسه خند هات اولین باری ک برا ت فرنی درست کردم ، زیاد جالب نشد ولی از خوردنت معلومه که خوشت امده، نوش جان عزیزم   عاشقتم ک عاشق اب تنی هستی اولین باری ک سوار رورک شدی برات خیلی جالب بود،سیع می کردی عقب عقب بری ،اما متاسفانه از صدای موزیکش خوشت نمی یومدوقتی که دستت میخورد روشن می شد می زدی زیر گریه تا اینکه ب اتریشو در می اوردیم،تا یه مدتی اینجورد بود بعد دیگه کم کم  عادت کردی ببین چقدر خوبه جو جو ،هم یاد گرفتی جلو بری عقب بیای ،دور بزنی وهم اینکه دیگ...
5 آذر 1392

انتخاب نام

عشقم  تو با دختر بودنت ما رو کلی خوشحال کردی برای منو پدرت از همه مهمتر این بود که برات یه  اسمت اصیل ایرانی انتخاب  کنیم تا اینکه اروشا به نظرمون هم زیبا وهم با معنا امد،به معنی دختر باهوش  درخشان و نورانی عزیز دلم  امید وارم از اسمت  خوشت بیاد و همیشه اینو یادت باشه        گوفتار نیک                      پندار نیک                         ...
4 آذر 1392

اروشا ثمر ه زندگی بابا و مامان

می خوام از خاطرات روزی بگم که هیچ وقت از ذهن مادر و پدرت پاک نخواهد شد ،زیبا ترین ساعات زندگیمون،روزی که هر لحظه اش پر از  عشق و مهربونی بود روز سه شنبه ساعت ٨:٤٥صبح خانم پرستار صدام زد و گفت ببین دخترتو.. و صورت کوچولو و مهربونتو گذاشت روی صورتم، اون لحظه با تمام وجودم احساست کردم ،اینقدر خوشحال بودم که توصیفش نه اینکه  سخت باشه ها نه ،فقط می خوام بگم که قشنگترین احساس دنیاست.اشک تو چشام پر شد. بعد چند ساعت منو اوردند بخش .باباو مادر جون کنارم بودند،مادر جون پیشونیمو بوسید و ازم تشکرکرد و بابایی هم همینطور  تا اینکه شمارو اوردند بخش تو اغوشم گرفتمت . و بعد عمو ناصر هم که پایین منتظر بود نگهبا...
4 آبان 1392