گلچین عکسا و خاطرات شیرین یکی یه دونه مامان و بابا
واکسن ٤ ماهگی،مامانی فدات شه الهی

قربون چشمای نازت




اروشا و ارتین ،با ٣روز اختلاف سن

مامانی میمیره واسه خند هات


اولین باری ک برا ت فرنی درست کردم ، زیاد جالب نشد ولی از خوردنت معلومه که خوشت امده،
نوش جان عزیزم

عاشقتم ک عاشق اب تنی هستی

اولین باری ک سوار رورک شدی برات خیلی جالب بود،سیع می کردی عقب عقب بری ،اما متاسفانه از
صدای موزیکش خوشت نمی یومدوقتی که دستت میخورد روشن می شد می زدی زیر گریه تا اینکه ب
اتریشو در می اوردیم،تا یه مدتی اینجورد بود بعد دیگه کم کم عادت کردی


ببین چقدر خوبه جو جو ،هم یاد گرفتی جلو بری عقب بیای ،دور بزنی وهم اینکه دیگه از صدای موزیکش نمی ترسی ،خیلی هم خوشت میاد

اینم ماشین سواریت....خوش بگذره بوووووووس

یه روز خوب تو پارک رودهن

یه روز تابستونی،تو شمال خونه مادر جون برای اینکه هم گرمت بود وهم دلت اب تنی می خواست

یه روز پاییز بارونی ، بازم تو شمال،کنار دریا خاله سرای٥٧


اروشا و ارتین تو دریا شمال


دخترو پدر خوب با هم خلوت کردین.عاشقتونم





گلچین عکسا و خاطرات شیرین یکی یه دونه مامان و بابا
