آروشاآروشا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره
آرینآرین، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه سن داره
آرنیکاآرنیکا، تا این لحظه: 9 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

گنج های زندگی آصف و نیلوفر

بدون عنوان

1392/8/4 17:27
نویسنده : مامان نیلوفر
106 بازدید
اشتراک گذاری

 سلاااام با کلی تاخیر

اروشای عزیزم منو ببخش نتونستم تو این یک سال به وبلاگت سر بزنم اخه عزیزم  تو رو شش ماه باردار

بودم که اسباب کشتی کردیم به خونه جدیدمون همونی که قبلا در موردش گفته بودم متاسفانه به دلایل

مختلف خیلی دیر به اپارتمانمون خط تلفون دادند

به محض این که اینترنتمون وصل شد به وبلاگت وارد شدم و بهت قول میدم تمام اتفاقاتی که تو این مدت

افتاده رو برات بگم .......لبخندبعد اینکه ٣٠اردیبهشت ٩٠ امدیم خونه جدیدمون منو پدرت درگیر خرید

پرده ،مبلمان و کلا چیدمان و...آی ی آی فکر نکنی فراموشت کردیما برای دخملمون یه اتاق خوشگل

کنار گذاشتیم تا سر فرصت براش بریم خرید مژهراستی عمو ناصر هم دانشگاهشو تموم کرد و امد

پیشه ما برای مدتی زندگی کنه تا برای خودش یه کاری دستو پا کنه.مامانی هم امتحانات این ترمش تموم

شده،بابایی هم طبق معمول تیر ماه هر سال درگیر کارای ادارست ،مامانی حوصلش سر رفته زنگ زدم

دایی جاوید تا بیا منو با خودش ببره شمال تا از این حال و هوا در بیام .

چند هفته بعد.....خلاصه برای عزیزه جونم  بگم که دلم حسابی برای بابای مهربونت تنگ شده ،

نی نی جونم این روزا خیلی بازی گوش شدی مامانی حسابی بهت عادت کرده یه موقع که دیر تکون

می خوری خیلی کلافه میشم .              د          و           س         ت     د    ا      ر    م

خوب حالا مامانی تو هفته ٣٤،دیگه چیزی به دنیا امدنت نمونده ،منو باباجون به همراه عمو سهراب وسارا

جون و سام رفتیم خیابان بهار تهران برات کلی لباس و لوازم بهداشتی و تخت و.......خریدیم البته چند

هفته پیش اولین چیزیکه انتخاب کردیم البومت بود تا عکسای خوشگلتو توش بزاریم.دست باباجونت

درد نکنه که حسابی تو خرج افتادماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)