آروشاآروشا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره
آرینآرین، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه سن داره
آرنیکاآرنیکا، تا این لحظه: 9 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

گنج های زندگی آصف و نیلوفر

18 ماهگی (از شیر گرفتن-واکسن)

1392/12/26 19:46
نویسنده : مامان نیلوفر
310 بازدید
اشتراک گذاری

فرشته کوچولو من  18 ماهه شد  هوراااااا               مبارک                 مبارک

 دخترم اروشا جان از اینکه روز به روز بزرگتر،خوشگلتر ،باهوش تر و از همه مهم عاقل تر می شی به خودم می بالم الان که دارم برات می نویسم مثل  یه فرشته نازنین خوابیدی

بعد 18 ماه ........بغض گلومو گرفته و نمی دونم با چه زبانی احساسمو بیان کنم  نمی دونم چی بگم اشک تو چشمامو پر شده یه نفس عمیق می کشم ........بعد چند دقیقه

عشقم تو همه زندگی منی تو این مدت با تو نفس می کشیدم با تو می خوابیدم با تو بیدار می شدم با تو .....این جدایی هم برای من سخت بود و هم برا ی تو عزیزم .اما خوشحالم که دخترم مستقل شد تنها وابستگی تو به من بعد 3 هفته (به به) تقریبا تموم شدبعد از پرس و جو از اطرافیان به خصوص مامان ارتین

که از پزشک سوال کرده بود و از اینتر نت به این نتیجه رسیدم که بهترین زمان از شیر گرفتن بین 1 تا 2 سالگی ست و من تمام سیعمو کردم که به بهترین شکل از شیر بگیرمت تا زیاد اذیت نشی و خدا رو شکر کم کم تا اینکه 2 شب اخری کمی بیتابی می کرد  وبلاخره موفق شدم اوایل تو بغلم می خوابیدی بعد بهت عادت دادم رو پا هام بخوابی

18 ماهگیت مبارک نفسم

 من و پدرت تورو اوردیم پارک تا بهت خوش بگذره

تو مزه مزه عشق من و پدرت هستی

 

تو زیبا ترین فرشته رو زمینی

وقتی که باهم سوار ماشین می شم اول از همه به مادرت تاکید می کنی تا کمر بند تو ببندم و با این کار منو شیفته خودت می کنی اگه گفتی کجا می خوایم بریم؟؟؟

بله ما امدیم تا دختر قشنگم واکسن 18 ماهگیشو بزنه

بعد اینکه واکسن زدیم  یه کوچولو گریه کردی ،خواستیم بیایم خونه کلید خونه رو دادم بهت تا کمی سرگرم بشی  و واکسن وفراموش کنی تا اینکه سوار اسانسور شدیم ،همین که خواستیم پیاده بشیم کلید از دستت افتاد داخل کابین اسانسور و ما پشت در موندیم به همین دلیل رفتیم خونه خاله سپیده اینا،تا 2 ساعت اول درد نداشتی و با ارتین بازی کردی  اما بعدش کم کم دردت شروع شد و بابایی از اداره امد دررو برامون باز کرد و جاتو پهن کردم تا استراحت کنی خیلی تب داشتد و همین طور درد ،حتی نمی تونستی بلند بشی،فقط کنارت بودیم ،سرگرمت می کردیم تا حوصلت سر نره

قربونه چشمای بی حالت عزیز دلم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)